محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
173
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
دهانهء « 1 » نهرها نهاده شده به راه انداز . مد [ وجزر ] تا مرزهاى بطايح ( مردابها ص 164 ) نيز مىرسد ، ودورهاى دارد كه با هلال ماه مىچرخد . كلياتى چند از اين سرزمين هواي اين سرزمين گوناگون است . بغداد وواسط وآنچه در آن منطقه است رقيق است وزود عوض مىشود ، چه بسا در تابستان گرم سوزان مىشود ولى بزودى خنك مىگردد [ پس براي خانهها زير زمين ساختهاند ] . كوفه عكس آنست [ كه غلظت هوا ودوامش بيشتر است ] . در بصره گرما سخت است ولى چه بسا هواي شمال بوزد وخنك شود . در اخبار بصره خواندم : زندگى ما در بصره خوشمزه است ، اگر هواي شمال بوزد خوش وخرم هستيم وهر گاه جنوبي باشد ، ما در آبريز هستيم « 2 » . هنگامى كه هوا جنوبي است مردم در تنگى نفس هستند هر كس بديگرى مىرسد مىگويد : مىبينيد در چه حاليم ؟ وپاسخ مىشنود : به اميد گشايش هستيم ! گاهى در چنان شبها چيزى شيره مانند ، بر مردم مىبارد . حلوان هواي معتدل دارد . از بطائح به خدا پناه مىبريم ، كسى
--> ( 1 ) متن : أفواه [ افمام B ] در اينجا دخويه اعتراضى را كه حاشية نويس نسخهء B بر مقدسي نوشته در پانوشت مىآورد كه : « فم » به « أفواه » جمع بسته مىشود نه « افمام » . واين غلط از مردى چون مقدسي بدور است . ( 2 ) ياقوت در 1 : 647 : 23 شعر ابن لنگك بصرى محمد را در اين باره چنين آورده است كه : نحن بالبصرة في لو * ن من العيش ظريف نحن ماهيت شمال * بين جنات وريف فإذا هبت جنوب * فكانا في كنيف ثعالبى . لطائف 103 ( دخويه ) .